عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
19
زبدة التواريخ ( فارسى )
معرفت مقادير حشم و ارتياض « 1 » به آداب جهاندارى در اثتياب [ 1 ] « 2 » ملك و ادامت دولت اصلى مبين و حبلى متين است . اگر بعضى امرا در غيبت ما ، به سبب بعد مسافت و مخافت آفت ، به غرق جمع و تشبث حال اتفاقى كردهاند ، حالا مصلحت آنست كه از سر بصيرت و انديشهء كامل ، بىتردد پيش ما آيى تا آنچه مصلحت وقت باشد ، به تقديم رسد . و چون ايلچى بهطرف سمرقند روانه گردانيد ، رايات همايون به جانب اندخود « 3 » توجه نمود و از آنجا به كنار جيحون رفته استعداد پل بستن كردند و يك پل بسته شد . در اثناى اين حال امير شاه ملك از بخارا به بساط بوس مجلس عالى مشرف شد و احوال سلامتى اميرزادگان عظام نور حدقهء سلطنت و نور حديقه مملكت ، نظم گرامى درى از درياى شاهى * چراغى [ 2 ] روشن از لطف الهى - مغيث الحق و الدنيا و الدين - الغ بيك گوركان « 4 » و اميرزاده اعظم اعدل
--> [ 1 ] . ل : انبشات . م : ابشات ( ؟ ) [ 2 ] . ت : چراغ . ( 1 ) ارتياض : رام شدن ( منتهى الارب ) ، تعليم گرفتن ، تعليم يافتن ، سختى پذيرفتن ، رياضت پذيرفتن ، رياضت كشيدن ، ستم كشيدن براى تعليم گرفتن ( دهخدا ) . ( 2 ) اثتياب : باب افتعال از ثوب ، پوشيدن ، عهدهدار شدن . ( 3 ) اندخود ، شهرى است كوچك در قسمت شمالى افغانستان ميان بلخ و مرو بر كنار بيابان نزديك شبورقان ( مجمل ص 297 و دهخدا ) . ( 4 ) الغ بيك فرزند شاهرخ از بطن گوهرشاد آغا ، تولد يكشنبه 19 جمادى الاول 796 ، قتل به حكم پسر خود عبد اللطيف 853 ( - نسبنامه بخش اضافات ) . الغ بيك ميرزا ولد شاهرخ ميرزا بود و نبيرهء امير تيمور صاحب قران بود و امير على - شير در كتاب تذكرة الشعرا احوال او را چنين تحرير نموده است كه او پادشاه دانشمند بود و كمالات بسيار داشت ، از آن جمله كلام الله را به هفت قرائت حفظ كرده بود و علم هيأت و رياضيات را خوب مىدانسته چنانچه زيج نوشته و رصد بسته و زيج او شايع است و باوجود همهء كمالات گاهى به نظم ميل مىكرده ، اين مطلع عالمگير از اوست : -